خرید بک لینک
مهمونی بخیر گذشت .. حوصله عکس آپلوت کردن ندارم وگرنه عکساشو میزاشتم خلاصه .. کربلا داره اوکی میشه منتظر ویزا هستیم #کربلا کربلا ما داریم میاییم ................... چقدرررررر جذاب شده این سریال #هشت و نیم دقیقه وای حرف زدن فرزین با یلدا تو ماشین و .. حرفای یکتا فرزین : چطوری ثابت کنم یلدارو دوست دارم ؟ یکتا : با فاصله گرفتن ازش ... اووف نهایت دیالوگ بود ... چقد سام (احسان) زن زلیله .... وای بعد چهلم عقد میکنن فرزین و یلدا یه حسی میگه فرزین انتقام میخاد بگیره از خانواده یکتا قربونیشم یلداست بابت سقط شدن بچه خواهرش و ... کلا این عشق سرانجام نداره ... حالا ببین کی گفتم من

برچسب: با تو ام ای شور,با توام ای دلشوره شیرین,با توام ای,با توام ای لنگر تسکین,با توام ای سرباز,با توام ای کهنه رفیق,با توام ایرانه خانم زیبا,با تو ام ای سهراب,با تو ام آی حضرت باران,با توام اي لنگر تسكين, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 12:29

با غزاله لیست وسایل سفر رو نوشتیم ...

چمدون هم رسید ..

...

توی قلبم یه غوغاییه

بحث بود سر بلیط هواپیما و قطار و هزینه هاش ..

خداکنه اتوبوس کنسل شه

از اتوبوس میترسم :|

#کربلا کربلا .. ما داریم میاییم

هنوزم واسم سواله

یعنی من لایق کربلا رفتنم ؟؟؟؟!!!

برچسب: پست ثابت,پست ثابت در بلاگفا,پست ثابت در وبلاگ,پست ثابت در وردپرس,پست ثابت وبلاگ,پست ثابت بلاگفا,پست ثابت در پرشین بلاگ,پست ثابت در میهن بلاگ,پست ثابت دخترونه,پست ثابت برای بلاگفا, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 12:28

با توام ای رفته از دست هر کجا باشم غمت هست کاش روز رفتن تو گریه چشم م را نمیبست رفتیو دلتنگیم در خانه تنها ماند بغض در وا شد تو رفتی و غصه اینجا ماند رفتی و هر گوشه ای زیباییت جا ماند گریه من بیصدا ماند ای تو فهمیدن عذاب دلبریدن بود از خودم از زندگی پاپس کشیدن را معنیه با دیگرانت شاد دیدن را پس بده دنیای من را پس بده دنیای من را دلخوشی هایم مرده بعد از تو ای شب غمگین مرا آزرده بعد از تو آنچه با من بود بی تو ماندن بود در خیابان های باران خورده بعد از تو خواب رویا تو شوق فردا تو از جهان تنها تو رو می خواهم اما تو جای دل کندن جان بخواه از من من که میمیرم برای زندگی با تو با توام ای رفته از دست هرکجا باشم غمت هست کاش روز رفتن تو گریه چشمم را نمی بست .... # یه حسی اومده ...

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 12:28

دلخوشیمون کربلا بود مسافرت بود .. اونم پنجا پنجاهه مشخص نیس ... هیچی دلم گرفت گله ای هم ندارم کسی که لیاقتش نباشه نیس دیگه .. بیخیال بشینیم فک کنیم به بی پولیمون دیشب بعد از مدتها رفتیم خرید با شوهر همش حساب کتاب میکردیم گرون نشه زیادی نشه ازینجا نخر قیمتش بالاس .. دلمون خوشه زندگی میکنیمااا همش تظاهر .. تظاهر به خوب بودن خوشحال بودن .... خرید دیشبم از دماغ بدبخت در اومد همکارش گفته چرا دیروز عصر تعطیل کردی یه جمعه رفتیم خوش بگزرونیم همش گوشیش دستش بود حساب کتاب میکرد ۴۸ تومن چی .. ۳۸ تومن فلان اینم از این خونه مامان میام همش داد بی پولی خونه رو نخریدیم .. پول فلانی رو ندادیم اه میگم خدا به نظرت این حرفا تکراری نیس ؟ قبلا نشنیدی ؟؟ بیخیال قلتک روی ماهم میوفته یا شایدم افتاده ... :-) ....... ملیکا اون روز اومده بود نصیحت من .. آرزو هم بدبخت تر از من... با بچه تو شکمش ... دلم برا مرتضی میسوزه ... هی خدا .... جهنم به تمام بدبختی ها شکرت خدا که میتونم سرت غر بزنم و سکوت کنی

برچسب: غرغر شکم,غر غر زدن,غرغر يا غراب,زن غرغرو, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 12:28

بخدا که خیلی حوصله داری خدا یکسااااااال شد همش بحث همش خونه همش پول همش بدبختی تموم کن بره دیگه لامصب اه همه چی ریدمانه همه چی مامان میگه چرا پای تو وسطه این بدبختی یه مایه توچیکاره ای ای مادر من شما میخای آب بخوری میگی بیا باز میگی چرا پای من وسطه اعصاب ندارم مث خر عصبی میشم اخ الهی بمیره باعث و بانی این بدبختی مون خوش خوشحال اون ور آب نشسته ما باید حساب بدبختیهامونو بکنیم ای باباااااا خدا تمومش کن جان من یه پولی بفرست بزنیم دهن ملت صاف کنیم خفه شن فکرو خیالا تموم شه بخدا طی یکسال همش بحث خونه اس من نمیدونم راه درست چیه یکی میاد خونه میخره یه گوه اضافی میخوره اه اه اه اهههههه خسته ام از تکرار کردنش دیگه بخدا چی بگم بدبختی خودمم به کنار ای بابا به درک والا ....... خیره سرم میخاستم برم دکتر زنان اینم هیچی شد پاسپورتمون که خوش خبری ش رسید باز شروع یه بد بختی دیگه سر سیاهی زمستون .... اون علی فلان فلان شده سه ملیارد خونه خریده اون وقت بابای من داده پول میزنه اخ خدا عدالتت رو شکرررر من نمیدونم چه حکمتیه سر بدبختی مون چه حکمتیه چه امتحانیه من یکی م

برچسب: صدای غرغر 206, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 12:28

فردا مهمون دارم قوم الظالمین و یک نفر قوم الراحمین غذاهام فست فودی هستش یکم تایم میبره باید از امشب شروع کنم کم کم .. ....... مرتضی دنبال کارای کربلا هستش قرار بود تنها بره اما پدرشوهرم گفت همه بریم همه باهم ۱۰ نفر میشیم .. نمیدونم چطوری میشه فعلا پنجاه شصت درصد اوکی شده .. بقیش با خداست .. .......... من لیاقت کربلا رو ندارم کربلا برا اوناس که دلشون پاکه دوست دارم برم اما روم نمیشه تو حرم .... من نمازام یکی در میونه حجابم مشکل داره من تو دنیا کار خوب نکردم که لیاقتم کربلا باشه .. شاید خدا میخاد منو خوبم کنه شاید هنوز دوستم داره ..... پ.ن : اگه کربلا او

برچسب: pvt pyle,pvt doss,pvt meaning,pvt tim hall,pvt trick,pvt landfill,pvt heart,pvt joker,pvt ltd,pvt test, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 9:04

رسما من حاضرم تو این ساعت ..

اعتراف کنم به همه چی خیلی راحت ..

راحت باشه خیال تو ازین بابت

من برنامه های جدیدی دارم واست ..

پ.ن ( این من خودم هستم

یعنی دارم به خودم میگم برنامه های جدیدی دارم برا خودم )

برچسب: من برنامه های جدیدی دارم واست,برنامه های من وتو۱,برنامه های,برنامه های, انلاین,برنامه های, دانلود,برنامه های من,برنامه های من تو 1,برنامه های, یک, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 6:25

یک روز من هم باید دختری داشته باشم. یک دختر که دستش را بگیرم ببرم پارک و او مثل بچه گی های مادرش روی شیب سرسره بالا برود و بعد که حسابی پیرش در آمد سر بخورد پایین. یک دختر که برای موهایش پاپیون های خال خالی بخرم و وقت خوردن بستنی دهانش را پاک کنم. یک دختر که از من بت نسازد و فکر نکند من یگانه جهانم. مرا ببینید با همه ضعف ها و قوت هایم. یک دختر که میراث شومم را به او منتقل نکنم و سهم او از خنده ها و روزهای روشن هزاران بار بیشتر از من باشد. یک دختر که وقت عاشقیتش مرا بنشاند روی تخت در اتاقش را ببندد و بدون ترس از من،عکس او را توی موبایلش نشانم دهد.از من همفکری بخ

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 19:51

من به بي رحمي "اتفاق" معتقدم. اينكه وقتي ميفته، مي خواد زندگيت رو زير و رو كنه. وگرنه من كه يك عمر، خودم بودم و خودم. تو يادت نمياد، من غروبا مي شِستم پشت همين پنجره، دستم رو ميذاشتم زير چونه و آدمايي رو نگاه مي كردم كه بود و نبودشون برام فرقي نمي كرد. تو خبر نداري، من همينجا، با هر لبي كه به ليوان چايي مي زدم، به حماقت هر دونفري كه شونه به شونه ي هم راه مي رفتن، مي خنديدم. چه ميدونستم روز باروني چيه؟ غروب جمعه چه درديه؟ انتظار چي مي گه؟ من فقط، يك بار چشمام رو بستم.. فقط يك بار بستم و وقتي باز كردم، ديدم "تو" وسط زندگيمي. دقيقا وسط زندگيم. . من اصلا قبل از تو.

برچسب: الکی مثلا,الکی مثلا من,الکی میگه,الکی مثلا جدید,الکی محسن نامجو,الکی خوش,الکی قمیشی,الکی نامجو,الکی چت,الکی مثلا منم, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 4:44

اتفاقی رفتم خونه زهره

زنگ زد میای

گفتم اره

رفتم

چقدر حس خوبی بود با دوست قدیمی بشینی و خاطرات گذشته رو بگی...

بشینی و از ته دل بخندی

...

نی نی داره مامان شده ..

دلم گرفته

کاش

...

ولش کن

...........

خدایا شکرت

برچسب: همون یار قدیمی همون عشق صمیمی,منم همون یار قدیمی,هایده منم همون یار قدیمی,دانلود اهنگ ما همون یار قدیمیم,ما همون یار قدیمیم,آهنگ منم همون یار قدیمی,اهنگ ما همون یار قدیمیم,دانلود اهنگ منم همون یار قدیمی,دانلود آهنگ تو همون یار قدیمی,دانلود ترانه ما همون یار قدیمیم, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 4:43

صفحه بندی